مارس 29, 2006 on 2:13 pm | In عمومی | No Comments
در قرآن مجید با توجه به تفسیر و گفتار معصومین(ع)، آیات متعددی در مورد اسلام ایرانیان وجود دارد، که وجود این آیات، نشانه دو موضوع است:
1-ایرانیان در پیشگامی به حقایق و ارزش ها، لیاقت و اشتیاق عمیق دارند.
2- اسلام آن ها از اهمیت فوق العاده برخوردار و سرچشمه شایسته ای برای رونق و گستردگی اسلام در همه جهان خواهد شد، اینک به بررسی چند آیه می پردازیم:
1- در آیه 133 سوره نساء می خوانیم:
ان یشا یذهبکم ایها الناس و یات باخرین. ای مردم! اگر خدا بخواهد شما را از میان می برد و افراد دیگری را ( به جای شما) می آورد.
علامه طبرسی می گوید: در روایت آمده است؛ هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر(ص) دست خود را بر پشت «سلمان» زد و فرمود: هم قوم هذا یعنی عجم الفرس. آن افراد، از قوم این شخص ( سلمان) هستند، یعنی مردم غیر عرب از فارس. 2- در آیه 89 سوره انعام می خوانیم:
فان یکفربها هولاء فقد و کلنا بها قوما لیسوا بها بکافرین. اگر این قوم، نسبت به آن ( هدایت اللهی) کفر ورزند( مهم نیست زیرا) کسانی را نگاهبان آن ساخته ایم که نسبت به آن کافر نیستند. مفسران بزرگی در تفاسیر خود نقل کرده اند که منظور از این جمعیت( نگهبان دین) ایرانیان هستند. در روایت آمده است: جمعی از ایرانیان به عنوان انجام مراسم حج به حجاز رفتند، در مدینه به حضور امام باقر(ع) رسیدند، و پرسش هایی از مسائل مهم دینی نمودند و امام باقر(ع) پاسخ آنها را داد، یکی از سوالات آنها این بود:« شنیده ایم سلمان تمایل پیدا کرده که با دختر عمر خواهر حفصه، ازدواج کند، از او خواستگاری کرد، لطفا چگونگی آن را برای ما بیان فرمائید.» امام باقر(ع) فرمود:« عمر از خواستگاری ناراحت شد و جریان را به رسول خدا(ص) عرضه کرد و گله نمود». رسول خدا(ص) به عمر فرمود: وای بر تو، آیا خرسند نیستی که سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزدیک گردی؟ سلمانی که بهشت مشتاق دیدار اوست، و خداوند درباره سلمان و شما جمعیت قریش، این آیه را نازل کرد.( آنگاه آیه فوق -89 انعام – را خواند). «عمر» گفت:« ای رسول خدا! منظور از گروه نگهبان دین( در آیه مذکور) کیست؟. پیامبر (ص) فرمود:« هو و الله سلمان و رهطه»( سوگند به خدا، این گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند.) سپس فرمود:« سوگند به خدا! این آیه( آیه 38 سوره محمد که ذکر خواهد شد) نیز در شان سلمان و قوم او نازل شده است.» در پایان فرمود:« ای گروه قریش! شما مردم فارس( ایرانیان) را با شمشیر( در فتح ایران) می زنید، تا به سوی اسلام بیایند، سوگند به خدا روزی خواهد آمد که آنها شما را برای کشاندن به سوی اسلام با شمشیر می زنند.» « حذیفه بن یمان» که در آن جا بود گفت:« گوارا باد برای سلمان و ایرانیانی که راه ایمان و تقوا را می پیمایند.» رسول خدا(ص) فرمود:« اگر اسلام در لا به لای زمین گم شود، ایرانیان آن را می یابند، و اگر اسلام در آسمان قرار گیرد، جز مردم ایران، کسی به آن دست نیابد.» عمر با شنیدن این سخنان غمگین شد و برخاست و رفت! 3- در آیه 38 سوره محمد(ص) می خوانیم: و ان تتولو یستبدل قوما غیرکم ثم لایکونوا امثالکم.
ای مسلمانان! اگر به نعمت اسلام ارج ننهید و از آن روی گردان شوید، خداوند این ماموریت( پاسداری از اسلام) را به گروهی دیگر می سپارد؛ آنان که همانند شما نخواهند بود. اکثر مفسران شیعه و اهل سنت در ذیل این آیه نقل کرده اند که پس از نزول این آیه، جمعی از اصحاب از پیامبر پرسیدند:« این جمعیتی که خداوند در این آیه به آنها اشاره می کند چه کسانی هستند؟»
پیامبر (ص) به سلمان، که در نزدیکش بود، نگاه کرد و دست به شانه او زد و فرمود:
هذا و قومه و الذی نفسی بیده لو کان الایمان منوطا بالثریا لتناوله رجال من فارس. منظور( از آیه) این مردم و قوم او است، سوگند به آن کس که جانم در اختیار اوست! اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد، گروهی از مردان فارس، آن را به چنگ می آورند. به نقل از ابوبصیر، امام صادق (ع) فرمود: قد و الله ابدل بهم خیرا، منهم؛ الموالی. سوگند به خدا! خداوند به این وعده خود وفا کرد و گروهی از غیر عرب که بهتر از آنها بودند، جانشین آنها نمود.
-4- در آیه سوره جمعه می خوانیم: و اخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم.
پیامبر (ص) نیز رسول بر گروه دیگری غیر از امیین است که هنوز به عرب نپیوسته اند، و خداوند توانا و آگاه است.
در حدیثی آمده است که: پیامبر(ص) این آیه را تلاوت کرد، حاضران پرسیدند: « منظور از این « گروه دیگر» کیست؟».
پیامبر(ص) در پاسخ آنها دست بر شانه « سلمان» گذاشت و فرمود: لو کان الایمان فی الثریا رجال من هولاء. اگر ایمان در ستاره ثریا قرار گیرد، مردانی از این گروه ( ایرانیان) به آن دست می یابند.
شکل گیری شورای حقوق بشر(2)
مارس 29, 2006 on 5:43 am | In عمومی | No Commentsبررسی مفاد آخرين سند
بررسی مفاد آخرين سند آخرين سند در مورد شکل گيری شورای حقوق بشر بجای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل را می توان پيش نويس قطعنامه رئيس مجمع عمومي دانست که در 23 فوريه 2006 منتشر شد. طبق اين سند:
- دفتر اين شورا در شهر ژنو است.
- «شوراي حقوق بشر» جانشين «کميسيون حقوق بشر» می شود.
- شوراي جديد، ارگان فرعی مجمع عمومي است.
- شورا وضعيت نقض حقوق بشر، از جمله نقض گسترده و سيستماتيک را مورد خطاب قرار می دهد و در اين زمينه به ارائه «توصيه» می پردازد. شورا همچنين به ارتقای هماهنگی مؤثر و جهت دهی حقوق بشر در نظام ملل متحد می پردازد.
- شورا بر اساس اصول جهان شمولي، بي طرفي، غير گزينشي عمل کردن، واقع بيني، همکاري و گفتگوي سازنده بين المللي، با نگاه به ارتقا و حمايت از همه حقوق فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، مدني و از جمله حق توسعه عمل مي کند.
- شورا وظايف خود را چنين تعريف می کند:
ارتقاي آموزش حقوق بشر، خدمات مشاوره، همکاري فني و ظرفيت سازي را در دستور کار دارد.
به عنوان محفلی برای گفتگو در مورد موضوعات حقوق بشری عمل می کند.
برای توسعه بيشتر حقوق بين الملل در زمينه حقوق بشر به مجمع عمومی توصيه هايي را ارائه می دهد.
اجرای کامل الزامات حقوق بشری دولت ها و اهداف و تعهدات ناشی از کنفرانس ها و اجلاس های سازمان ملل در ارتباط با ارتقا و حمايت از حقوق بشر را در پيش می گيرد.
اجرای تعهدات و الزامات حقوق بشری دولت ها را بر اساس اطلاعات واقعی و قابل اتکا مورد بازبينی قرار می دهد به گونه ای که جهان شمولی و رفتار برابر با همه دولت های عضو تضمين شود. اين بازبينی بايد يک مکانيسم مشارکتی بر اساس گفتگوی متقابل با حضور کامل کشور مورد نظر و با لحاظ مقتضيات ظرفيت سازی باشد. چنين مکانيسمی بايد جنبه تکميلی داشته باشد و به تکرار کار نهادهای مبتنی بر معاهده نپردازد. شورا کيفيت و توزيع زمانی مکانيسم بازبينی دوره ای همه کشورها را طی يک سال بعد از برگزاری اولين نشست تعيين می نمايد.
در زمينه پيش گيری از نقض حقوق بشر از طريق گفتگو و همکاری مشارکت می نمايد و در موارد اضطراری نقض حقوق بشر واکنش سريع نشان می دهد.
نقش و مسؤوليت های کميسيون حقوق بشر در ارتباط با کار دفتر کميساريای عالی حقوق بشر را طبق تصميم مجمع عمومی در قطعنامه 141 سال 1948 بر عهده می گيرد.
در زمينه حقوق بشر با حکومت ها، سازمان های منطقه ای، جامعه مدنی، و نهادهای ملی حقوق بشری همکاری نزديک دارد.
در ارتباط با حمايت و ارتقای حقوق بشر به ارائه توصيه می پردازد.
به صورت سالانه به مجمع عمومی گزارش می دهد.
- شورای حقوق بشر تمامی تعهدات، مکانيسم ها، کارکردها و مسؤوليت های کميسيون در زمينه حقوق بشر را می پذيرد و به بازبينی و در صورت نياز اصلاح و منطقی نمودن آن ها می پردازد، تا بدين وسيله نظام رويه های ويژه، توصيه های کارشناسی، و رويه دادخواهی را حفظ نمايد. شورا اين بازبينی را طی يک سال پس از اولين نشست خود تکميل می نمايد.
- شوراي حقوق بشر ۴۷ دولت عضو دارد که به صورت فردی و مستقيم با آرای محرمانه اکثريت اعضای مجمع عمومی انتخاب می شوند. عضويت بر اساس توزيع متناسب جغرافيايي است و کرسي ها در ميان گروه هاي منطقه اي بدين ترتيب تقسيم مي شود: گروه آفريقايي 13 عضو، گروه آسيايي 13 عضو، گروه اروپاي شرقي 6 عضو، گروه آمريکاي لاتين و کارائيب 8 عضو، گروه اروپاي غربي و ديگر کشورها 7 عضو. اعضای شورا برای يک دوره سه ساله خدمت می کنند و امکان انتخاب مجدد در دو دوره متوالی را ندارند.
- عضويت براي همه دولت های عضو سازمان ملل باز خواهد بود. به هنگام انتخاب اعضا، سهم نامزدها براي ارتقا و حمايت از حقوق بشر و تعهدات اختياری آن ها لحاظ مي شود. در عين حال مجمع عمومي با دو سوم اکثريت آرا امکان تعليق عضويت کشورهايي که به نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر مي پردازند را دارد.
- اعضای منتخب شورا بايد از بالاترين استانداردها در ارتقا و حمايت از حقوق بشر برخوردار باشند، همکاری کامل با شورا داشته باشند، و طی دوران عضويتشان تحت مکانيسم بازبينی دوره ای بين المللی قرار گيرند.
- شورا به طور منظم طي سال تشکيل جلسه مي دهد و تعداد دفعات تشکيل جلسه در هر سال نبايد کمتر از سه جلسه شامل يک جلسه اصلی باشد. مدت کل اين جلسات هم نبايد کمتر از ده هفته باشد. به علاوه در صورت نياز، جلسات ويژه با حمايت يک سوم آرای اعضای شورا تشکيل مي شود.
- شورا رويه کاري کميته هاي مجمع عمومي را تا حد کاربرد مورد استفاده قرار مي دهد مگر اين که مجمع عمومي يا شوراي حقوق بشر رويه مستقلی را ترسيم نمايد.
- شورای حقوق بشر از مشارکت و مشاوره ناظران، از جمله دولت هايي که عضو شورا نيستند، آژانس های تخصصی، ديگر سازمان های بين حکومتی، نهادهای ملی حقوق بشر، و نيز سازمان های غيردولتی بر اساس ترتيباتی چون قطعنامه 1996/31 اکوسوک، و رويه مورد لحاظ کميسيون، و با تضمين سهم مؤثر اين نهادها استفاده می نمايد.
- شيوه های کاری کميسيون بايد شفاف، منصفانه و بی طرفانه باشد؛ گفتگوی حقيقی را امکان پذير نمايد؛ نتيجه محور باشد؛ امکان ارائه توصيه و اجرا را به مباحث بعدی دهد؛ و شرايط تعامل واقعی با مکانيسم ها و رويه های ويژه را فراهم آورد.
- اين پيش نويس قطعنامه به شورای اقتصادی و اجتماعی توصيه می کند از کميسيون حقوق بشر بخواهد کار خود را در شصت و دومين نشست جمع بندی نمايد و کميسيون را در تاريخ 16 ژوئن 2006 منسوخ نمايد.
- انتخاب اعضاي اولين دوره شورای حقوق بشر در روز 9 مه 2006 برگزار مي شود. اولين جلسه شورا در 19 ژوئن 2006 برگزار مي شود.
- شورا کار و عملکرد خود را پس از پنج سال از تأسيس و گزارش به مجمع عمومي مورد بازبيني قرار مي دهد.
جمع بندی
- در مباحث اوليه بحث بر سر جايگزينی شورای حقوق بشر با شورای قيموميت بود تا بدين وسيله اين نهاد به يکی از ارکان اصلی سازمان ملل متحد تبديل شود. در سند پيش نويس قطعنامه رئيس مجمع عمومي در 23 فوريه 2006 ذکر شده که جايگاه شورای حقوق بشر در 5 سال آينده مورد بازبينی قرار گيرد. اين موضوع، تلاش برای ارتقای جايگاه شورا را زنده نگه خواهد داشت، ولی به هر حال نشان دهنده آن است که در شرايط حال حاضر فعلاً امکان يافتن جايگاهی هم شأن ديگر ارکان اصلی سازمان ملل را نيافته است.
- شوراي جديد، ارگان فرعی مجمع عمومي است و انتخاب اعضای شورای حقوق بشر به مجمع عمومی واگذار شده است. در حالي که کميسيون حقوق بشر تابع شوراي اقتصادي و اجتماعي بود و اعضای آن توسط شورای اقتصادی -اجتماعی تعيين می شدند.
- دادن ضمانت اجرايي قوی تر به شورای حقوق بشر از جمله مباحث اوليه بود. اما در آخرين سند، برآيندهايي چون ارائه «توصيه» به چشم می خورد، که در مقايسه با انتظارات و پيشنهادهای اوليه مبنی بر دادن ضمانت ها و ابزارهای اجرايي، ضعيف تر به نظر می رسد. هر چند که گفته می شود شورای امنيت طبق روالی که به خصوص پس از جنگ سرد در پيش گرفت می تواند در موارد نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر، وضعيت را تهديد به صلح، نقض صلح يا تجاوز قلمداد کند و از مکانيسم های تنبيهی فصل هفتم استفاده نمايد، ولی به هر حال هيچ مکانيسم مستقيم اجرايي برای شورای حقوق بشر مورد توافق واقع نشده و کماکان اثرات غيرمستقيم در تعاملات سياسی و اقتصادی و برداشت های تفسيری شورای امنيت ابزار اصلی خواهد بود. ضمناً در نظر داشته باشيد که شورای حقوق بشر به مجمع عمومی گزارش می دهد و ارگان تابع مجمع عمومی محسوب می شود و ارتباط مستقيمی با شورای امنيت ندارد.
- در مباحث اوليه قرار بود که شمار اعضاي شورا از شمار اعضاي کميسيون کمتر باشد. هر چند که در آخرين سند هم چنين شد ولی تفاوت تعداد اعضا تنها 6 نفر است که از انتظارات اوليه فاصله دارد. (البته به ياد داشته باشيم که کميسيون حقوق بشر نيز در ابتدا 18 عضو داشت که با قطعنامه های مختلف شورای اقتصادی – اجتماعی چند بار افزايش يافت و در آخرين بار در سال 1990 تعداد اعضای آن به 53 نفر افزايش يافت.)
- مسأله سخت گيری در عضويت شورا، يکی از مهم ترين مباحثی بود که در جاي گزينی نهادی جديد به جای کميسيون مورد توجه قرار گرفت. هر چند که در آخرين سند هم در چندين مورد تدابيری برای تضمين اين مسأله لحاظ شده است، ولی بايد در نظر داشت که در نهايت ضوابط و معيارهای دقيقی برای عضويت تعريف نشد و انتخاب اعضا توسط مجمع عمومی يک انتخاب سياسی خواهد بود.
- هر چند در نسخه های اوليه مسأله انتخاب اعضا بدون لحاظ موقعيت جغرافيايي آن ها مطرح بود، اما در نهايت روند عضويت بر اساس توزيع متناسب جغرافيايي مورد پذيرش قرار گرفت. در نظر داشته باشيد که به عنوان مثال، انتخاب 13 عضو از گروه آفريقايي در شورای حقوق بشر در کنار رعايت استانداردهای بالای حقوق بشری برای اعضا (به دليل آن که اکثر کشورهای آفريقايي از استانداردهای بالای حقوق بشری برخوردار نيستند) در نهايت تناقض آميز خواهد شد.
در مجموع طرح شوراي حقوق بشر را مي توان آزموني مهم پيش روي سازمان ملل متحد دانست. بر اين اساس مشخص تر مي شود که کشورهاي جهان تا چه حد خواهان بهبود وضعيت حقوق بشر هستند. به گفته آگاهان، تشکيل شوراي حقوق بشر، نقش جدي تري به سازمان ملل در پي گيري خواست هاي خود از دولت ها مي دهد. اما هنوز نميتوان پاسخ واضح و مشخصي به اين سؤال داد كه شوراي حقوق بشر چه مزايا و برتريهايي بر كميسيون حقوق بشر فعلي خواهد داشت؟ اختيارات و تركيب شوراي حقوق بشر هنوز هم مورد بحث و بررسي است و لذا نميتوان پاسخ نهايي و كاملي به اين پرسش در شرايط فعلي داد. با اين حال دلايلی قانع كننده ای براي اميدوار بودن به اين امر وجود دارد كه برخی مشكلات كميسيون حقوق بشر فعلي با اعمال اصلاحات در آن و ايجاد شوراي حقوق بشر جديد برطرف خواهند شد. از جمله شوراي حقوق بشر بر خلاف کميسيون حقوق بشر ارگاني دايمي خواهد بود كه در طول سال تشكيل جلسه ميدهد. (اگرچه كميسيون قابليت تشكيل جلسات فوقالعاده را نيز داشت، اما كمتر از اين قابليت خود استفاده كرد. كميسيون حقوق بشر سالي يك بار به مدت شش هفته در ماه هاي مارس و آوريل تشكيل جلسه ميداد). در زمان حيات کميسيون حقوق بشر، بسياري از دولت ها در آستانه اجلاس سالانه كميسيون به اقدامات تبليغاتی و صوري مبادرت ميورزند. به عنوان مثال اقدام به آزادي گسترده زندانيان سياسي ميكردند تا بدين وسيله مانع از بررسي دقيق وضعيت حقوق بشر کشورشان شوند و اميد داشته باشند كه مکانيسم قدرت مند و کافي براي اجبار اين كشورها به عمل به تعهداتشان تا اجلاس بعدي كميسيون وجود ندارد. اما ارگاني كه در طول سال فعال باشد قابليت واكنش و پاسخ به بحران هاي حقوق بشر را در حداقل زمان ممكن خواهد داشت.
پس از تشکيل شورا بايد ديد آييننامههاي داخلي شورا به چه صورت تنظيم و تصويب ميشود که بعضي از کشورها نتوانند با توسل به آن آييننامهها خود را از کنترل شوراي حقوق بشر آينده خارج بکنند. مکانيسم بازنگری پس از پنج سال نيز احتمالی است که عملکرد شورا را ارزيابی می نمايد. در نظر داشته باشيد که کميسيون حقوق بشر هم طی سال های حيات خود، به تدريج حوزه فعاليت ها و اقدامات خود را گسترش داد، ساختار خود را تعديل نمود و تحولات را به خود پذيرفت. اما در مجموع، اگر شرايط مناسبي براي عملکرد شوراي حقوق بشر فراهم نشود، اين احتمال مطرح مي شود که شوراي جديد هم نظير ساختار کميسيون حقوق بشر موفقيت چنداني نداشته باشد.
نويسنده: حميد زنگنه*
نوشته های حقوق بین الملل
مارس 29, 2006 on 5:31 am | In عمومی | No Commentsسازمانهاي بينالمللي
چكيده
يك سازمان بينالمللي، اجتماعي از دول است. اجتماعي كه نه به صورت كلوني و نه به صورت مدني ايجاد شده بلكه حالتي است بين اين دو. محل استيلاي قدرت سازمانهاي بينالمللي متغير است ولي هر آنچه كه به صورت امور داخلي يك كشور در نيايد را ميتوان تحت نفوذ سازمان دانست. سازمانهاي بينالمللي، به عنوان يكي از نتايج مشترك دو رشته حقوق و روابط بينالمللي كه از قرن 19 شكل و شمايل جديدي به خود گرفتهاند، هر روز در حال تحول به سر ميبرند. يك روز منطقهگرايي، يك روز جهانشمولي، يك روز سياست محوري و يك روز سازمانهاي اقتصادي رونق مييابند و اين فرآيند همواره از نو شروع ميشود.
در این نوشتار نویسنده ضمن معرفی 16 سازمان ببن المللی مطرح در دنیا و بررسی ساختار، گذشته، حال و آینده هر یک از این سازمان ها، به چگونگی تشکیل، مراجع تائید صلاحیت، تقسیمات سازمانی، اهداف و وظایف سازمان های بین المللی نیز پرداخته است.
● سازمان هاي بينالمللي
صلاحيت و سازمانهاي بينالمللي
مراحل سازمانهاي بينالمللي
تقسيمات سازمانهاي بينالمللي
اهداف و وظايف سازمانهاي بينالمللي
تفاوتهاي سازمان بينالمللي و نهاد دولت
مشتركات
● اوپك
ساختار
دبيرخانه
كميته نظارت بر بازار
گذشته
حال
ايران و اوپك
آينده
● سازمان كنفرانس اسلامي
ساختار
|
|
|
|
دعاوی مراکش( مغرب) و اسپانیا در مورد شهرهای سبته و ملیله
مارس 26, 2006 on 3:07 am | In عمومی | No Commentsبخش 1
در بهمن ماه ۱۳۸۴ نخست وزیر اسپانیا از دو شهر سبته وملیله که در ساحل آفریقایی مدیترانه و از نظر جغرافیایی در خاک مغرب واقع است دیدن به عمل آورد. این اقدام مورد انتظار مراکشی ها نبود و اعتراضات زیادی را در مطبوعات برانگیخت البته دولت مغرب تلاش نمود که افکار عمومی را کنترل نماید و بعد از اعتراضات زیادی که از سوی احزاب صورت گرفت تنها به این جمله اعتراضی و احتیاط آمیز بسنده کرد که:
» این سفر دوستانه و یا به موقع نبود» .
روی کار آمدن زاپاترو و حزب سوسیالیست و شکست راستگرایان در انتخابات ۱۳۸۳ اسپانیا شعف زیادی در مغرب ایجاد نمود زیرا قبلا سوسیالیستها در موضوع جزیره لیلا با مغرب همدردی نموده بودند. سبتة ومليلية وصخره های حسيمة وفيليث وجزیره های جعفرية از مکانهای مورد نزاع میان دو کشور هستند.
شهر سبتة از سال ۱۶۴۰ تحت حاکمیت اسبانيا است این شهر در سال ۱۴۱۵ توسط پرتغال و بعد از تشکیل دو کشور جداگانه در سال ۱۶۴۰ اسپانیا آنرا به ارث برد اما شهر مليلة را اسبانيایی ها در سال ۱۴۹۷ بعد از خروج مسلمين از غرناطة یا گرانادا تصرف نمودند. مغربی ها این دو شهر را مغربی می دانند. سبته(سئوتا) و ملیله ( مليا) كه به اسپانيا تعلق دارند، بطور جداگانه درشمال خاك مغرب و یا بهتر بگوییم درقاره افريقا واقع شدهاند. اولي با ۲۸كيلومتر مربع وسعت و ۷۴هزار نفر جمعيت در حاشيه جنوبي تنگه استراتژيك جبل طارق قرار دارد و مليا با ۲۰ كيلومتر مربع مساحت و ۶۸هزار نفر جمعيت در شمال شرقي خاك مغرب و ساحل جنوب غربي درياي مديترانه واقع شده است. تضاد مسلمانان و مسیحیان همچون آتشی زیر خاکستر است و دولت اسپانیا بویژه راستگرایان طرفدار دیکتاتور فرانکو شدیدا از افزایش جمعیت مسلمانان نگران هستند پیش بینی شده است که تا سال ۲0۲۰ جمعیت مسلمان این دو شهر بر مسیحیان فزونی یابد . این دو شهر دارای حکومت خودمختار هستند و بسان بندر آزاد عمل می کنند. در انتخابات اخیر تعدادی از افراد وابسته به احزاب اسلامی نیز به پارلمان یا بهتر بگوییم شورای ا داری شهر های سبته و ملیله راه یافتند. در شرايط عادي حدود ۳۰ هزار مغربي فروشنده که اغلب زن هستند از استان تطوان مغرب بدون تشریفات قانونی به بازارچه شهر مرزی سبته رفته تا کالا های مورد نیاز را خريده و براي عرضه و فروش به شهرهای نزدیک از جمله به تطوان مي آورند
شهرهای سبته و ملیله در اکتبر ۲۰۰۵ در راس اخبار جهانی قرار گرفت و به این دلیل که شاهد یکی از بدترین رویدادهای نسبت به مهاجران بود هر ساله صدها نفر در کشتی ها و قایق های مرگ که توسط قاچاقچیان هدایت می شود در امواج دریا گرفتار شده و هلاک می شوند اما در اکتبر ۲۰۰۵ این پلیس اسپانیا بود که ۱۴ نفر را به قتل رساند.
ارتش اسپانيا دو ماه پس از استقرار ثبات در مرزهاي اين كشور در شمال افريقا و ابراز اطمينان از كنترل تهاجم مهاجران غيرقانوني، شهرهاي سئوتا و مليا را ترك كرد. نيروهاي ارتش اسپانيااز مهرماه ۸۴ در پي هجوم مكرر صدهاتن از اتباع كشورهاي افريقايي براي ورود به خاك اسپانيا از طريق ديوارهاي فلزي مرزي دو شهر اين كشور اروپايي در شمال افريقا، در آن منطقه مستقر شده بودند. يورش مهاجران و شليك نيروهاي امنيتي اسپانيا و مغرب به آنان در دو سوي ديوارهاي فلزي مرزي، در آن ايام نزديك به ۲۰كشته برجاي گذاشت و اين امر، صداي اعتراض نهادهاي بشردوست و سازمانهاي بينالمللي را عليه رفتار دولت اسپانيا برانگيخت.
ارتش مادريد براي كنترل تهاجم مهاجران افريقايي تصميم گرفتند چهار گروهان ارتش به استعداد هر يك ۱۲۰سرباز را به جمع صدهاتن از نيروهاي انتظامي خود در شهرهاي سبته و مليله اضافه كنند تا باهمكاري مغرب بتوانند بر بحران يادشده فائق گردند. با اين اقدام و فشار اسپانيا بر مغرب براي اخراج مهاجران مذكور از خاك خود و نيز کشتار مهاجران توسط نيروهاي دو كشور،اكنون چند ماه است كه اوضاع در مناطق مرزي دو كشور از نظر عبور مهاجران، آرام گزارش ميشود.
وزارت دفاع اسپانيا كه دستور خروج ارتش را از مناطق سئوتا و مليا صادر كرده بود، گفت كه از اين پس، كنترل مرزهاي كشور در شمال افريقا همچون گذشته بر عهده نيروهاي پليس قرار گرفته است.
این اولین بار است که پس از بحران جزیره لیلا مشکل این منطقه به اخبار جهانی تبدیل می شود.
بازپس گيري جزيره ليلا
ليلا جزیره کوچکی است در دهانه جبل الطارق و در ۱۰۰ متری خاک مغرب که به اسپانيولي موسوم به پرخیل Perejil و به انگليسي آنرا Parsley مي نامند. نيروهاي ويژه اسپانيائي در تاريخ ۱۷ ژوئيه ۲۰۰۲ در حالي که از سوي هلي کوپتر ها و جنگ افزارهاي ديگر حمايت ميشدند به این جزيره مورد منازعه حمله و با دستگيري ۶ ژاندارم مغربي که از ۵ روز قبل(۱۱ ژوئيه) اين در اين جزيره مستقر شده بودند، حاکميت اسپانيا براين جزيره صخره اي کوچک که مساحت آن به بيش از۱۳هکتار نمي رسد را برقرارنمودند. اما این اقدام واکنش شدید جهان عرب را برانگیخت و رسانه های عربی یکصدا اسپانیا را بخاطر این اقدام محکوم نمودند و اتحادیه عرب خواستار خروج فوری و بدون قید و شرط اسپانیا از این جزیره شد. در روز ۲۰ ژوئيه اعلام شد كه با ميانجيگري آمريكا اين بحران حل شده و قرارشده است كه با عقب نشيني نيروهاي اسپانيائي روز دوشنبه ۲۲ ژوئيه وزيرخارجه اسپانيا به مغرب سفر و رسماْ توافق نامه حفظ وضع بصورتي كه قبل از ۱۱ ژوئيه بود را امضاء نمودند. اقداماتي كه دوطرف درخصوص اين جزيره انجام دادند موجب برانگيخته شدن هيچگونه تعصبي نسبت به مواضع آنها در خصوص جزيره نخواهد شد. دوطرف همچنين موافقت نمودند كه با ايمان راسخ نسبت به انجام گفتگو در جهت تقويت روابط فيمابين كوشيده و در ماه سپتامبردر مادريد باهم ملاقات داشته باشند.
اين جزيره از سال قرن نوزدهم که اسپانيا بر شمال مغرب مستولي شد همراه با دوشهر سبطه ومليله با مساحت جمعاْ ۳۲ كيلومترمربع و با جمعيت ۱۲۰ هزار اسپانيائي از قرن پانزدهم کماکان تحت حاکميت اسپانيا مانده است، در شهرسبته ۷۰ هزار اسپانيائي زندگي ميکنند، دوکشور اسپانيا ومغرب طي قراردادي و از آنجا که اختلاف برسرمالکيت اين نواحي تاريخي به سادگي قابل حل نيست ، موافقت نموده اند با حفظ وضعيت موجود (Status Que) نسبت به بحث در خصوص اين نواحي بعدها تصميم گيري کنند،
در حاليکه وزير امور خارجه مغرب آقاي محمد بن عيسي اين اقدام را بمنزله اشغال و برخلاف قوانين و حقوق بين الملل واقدام به شروع جنگ توصيف و محمد ششم در بيانيه اي گفت اسپانيا ميخواهد با استفاده از اين مسئله و يک اختلاف سياسي را به درگيري نظامي تبديل کند ، وزير خارجه اسپانيا اظهار داشت که اسپانيا منافعي در حراست و حضور دائم نظامي در جزيره ليلي ندارد و دولت اين کشور آماده مذاکره با مغرب در اين خصوص است، ولي مغرب اعلام کرد تا ماداميکه اين جزيره در اشغال است با اسپانيا گفتگوئي نخواهد داشت و از جامعه بين المللي خواست تا با اعمال فشار بر اسپانيا اين کشور را مجبور به عقب نشيني نمايند، وي گفت اين حرکت اسپانيا چند ساعت پس از اين صورت گرفت که دوطرف با ميانجيگري آمريکا با بازگشت به وضعيت (Status Que) بصورت شفاهي به توافق رسيده بودند، مغرب با توسل به سازمان كنفرانس اسلامي و اتحادیه عرب از اين دوسازمان خواست بر اسپانيا فشارآورند. از سوي ديگر اسپانيا نيز از اتحاد اروپا خواست به نفع اين كشور موضع بگيرد ولي موضع اتحاد اروپا چندان برعليه مغرب نبود و دوطرف را به حل مسالمت آميز دعوت ميكرد. در اين ميان ناتو متهم به كم اهميت تلقي كردن موضوع شد.
وزارت خارجه آمریکا ،کوفي عنان و دفتر سازمان ملل در نيويورک نيز از دوطرف خواستند نسبت به حل مسالمت آميز مسئله اهتمام ورزند عنان گفت اميدوارم هردوطرف با پرداختن به وظايف خود، در حل مسئله به روش صلح آميز تلاش کنند. دولت مغرب ظاهرا با توجه به اينکه اين جزيره در دويست متري ساحل مغرب است و با اين بهانه که ميخواهد با گماردن نيروهاي مرزي جلو قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غيرقانوني كه از جمله معضلات مشترك بين دوكشور است را بگيرد در اين جزيره کوچک ۱۲ ژاندارم پياده کرد و گفت اين جزيره از سال ۱۶۶۸ در مالکيت مغرب بوده است، متقابلاْ اسپانيا نیز ميگويد اين جزيره عليرغم اينکه حضوري دائم از ۴۰ سال به اين طرف نداشته ولي از سال ۱۶۶۸در کنترل اين کشوربوده است.
بحران وقتي بالاگرفت که مغرب قصد نمود در اين جزيره کوچک مرکزي براي ديدباني نيروهاي خود و به بهانه کنترل مهاجرت و رفت و آمد هاي غيرقانوني داشته باشد و به اين منظور دوازده نفرژاندارم را به اين جزيره فرستاد تا بر فراز قله کوه در اين جزيره چادر زده و پرچم مغرب را بر فراز قله اين جزيره صخره اي برافرازند، اين افراد ژاندارم بعداز يکي دوروز با نيروهاي سرباز و ارتشي جايگزين شدند، به گفته فدريکو تريلو وزير دفاع اسپانيا پنچ هلي کوپتر نيروي نظامي اسپانيا روز چهارشنبه ۱۷ ژوئيه به هوا برخاسته و از نيروهاي مغربي خواستند اسلحه هاي خود را کنارگذاشته و تسليم شوند، سه فروند از اين هلي کوپترها با ۲۸ سرباز در اين جزيره فرودآمده و پايگاهي را در اين جزيره مستقرنمودند. شش نفر ژاندارم مغربي که پس از حمله اسپانيا تسليم شدند در ظرف کمتر از ۴ ساعت به مقامات شهر سبطه تحول شدند به شهر سبطه برده شدند، در اين جريان آتشي رد وبدل نشد و هيچکدام از طرفين تلفات و جراحتي برنداشتند. اين اقدام مادريد به اقدامي که انگليس در سال ۱۹۸۲ در بازپس گيري و تسخير مجدد جزاير فالکلند از آرژانتين نمود تشبيه شد. با اين تفاوت که ليلي برخلاف فالکلند خالي از سکنه است، پيش بيني نمي شد دوکشور مغرب و اسپانيا وارد جنگي در اين ناحيه شوند و اين حمله صرفا اين پيام را از سوي آزنار به مغرب داده است که نبايد با يک قدرت بزرگ اروپائي آنطور رفتار کند و فکر کند که زرنگي کرده و ميتواند برنده بازي باشد.اما در مغرب افكار عمومي از اينكه براي دستگيري ۶ نفر بدون سلاح سنگين، حمله اي به اين گستردگي تدارك ديده شده بود، پاسخ اسپانيا را بسيار سخيف توصيف كردند. از نظرمغرب از اينكه قبل از عقب نشيني اسپانيا اين كشور با مقامات اسپانيا مذاكره نكرد و استقبال از وزيرخارجه اسپانيا درسطح پائين انجام شد ، رضايت عمومي را به همراه داشت.
اکثريت کنگره اسپانيا از اقدام دولت راستگرای خوزه ازنار در بازپس گيري اين جزيره اعلام حمايت کردند ولي حزب سوسياليت اين کشور به رهبري آقاي زاپاترو نسبت به اين اقدام اعتراض کرده است . آقاي زاپاترو در اوج بحران روابط مغرب با اسپانيا به رباط آمد و مورد پذيرائي گرم شخص پادشاه و اعضاي دولت سوسياليست آقاي يوسفي نخست وزير وقت قرارگرفت.
اين جزيره با وساطت آمريكا به وضعيت ماقبل خود يعني بدون حضور نظامي هيچكدام از طرفين بازگشت. ولي رهائي از قيد استعمار اسپانيا خلاص نشد. بازگشت جزاير سبطه ومليله ازديگر نواحي شمال مغرب و ليلي از آرزوهاي ديرينه مردم مغرب از زمان پادشاه متوفي حسن دوم بوده و هست. ولي هردوطرف براين اعتقادند كه اين مسئله بصورتي فوري قابل حل نيست و هربار با توجه به وابستگي مغرب به اسپانيا كه بازاري براي نيروي كار بيكار مغرب و بازاري براي محصولات شيلات و كشاورزي اين كشور است به بعد موكول ميشود و بصورتي استخوان در زخم ميماند. به نظرنمي رسد حاكميت بر اين جزاير با اهميتي كه از نظر استراتژيك براي اين جزاير وجود دارد و با وابستگي مغرب به اسپانيا و اتحاد اروپا هيچگاه امكان پذير باشد .
احساسات مردم در مغرب و اسپانيا نشان ميدهد كه هيچكدام حاضر به از دست دادن هميشگي و صرف نظر از اين جزاير وشهرهاي شمال مغرب كه از قرن پانزدهم تا بحال در حاكميت اسپانيا است، نيستند.
در آن سوي تنگه کوه و شهر جیب {(جبرالتار )(جبل الطارق) }ديده ميشود که در حاکميت دولت انگليس است و اخيرا در ديداري که ازنار نخست وزيراسپانيا با همتاي بريتانيائي خود داشت، دوطرف توافق نمودند در حاکميت بر اين ناحيه با هم سهيم باشند، لازم به ياد آوري است که اين نوع حاکميت مشترک البته بصورت بهره برداری مشترک از منافع اقتصادی در مورد جزیره ابوموسی در قرارداد ۱۹۷1 پیش بینی شده و در سایر جاها سابقه نداشته و منحصر به فرد است. بريتانيا جزیره صخره ای جبل الطارق را که امروزه یکی از مناطق توریستی و جذاب است بر اساس قرارداد “أوطريخت” در ۱۳ ابريل سال ۱۷۱۳ و با رضایت اسپانیا اشغال نموده بود. ولی زاپاترو در دوره حاکمیت حزب راستگرای اسپانیا در تلاش بود تا این منطقه را از انگلیس بازپس بگیرد.
موضوع برگرداندن سبتة ومليلية در چهارچوب پرونده های تسویه استعمار قرار نگرفته است .
این پرونده درسه محور قابل بررسی است .
محورأول: پرونده سبتة ومليلية و بحران اعتماد پایه دار در روابط مغرب ـ اسبانيا•
محور دوم : دلایل سه گانه اسپانیا که به ادامه اشغال منجر شده است.
محور سوم : دلایل مغرب برای پایان اشغالگری و پایه گذاری روابط دوستانه جدید •
محمد عجم
http://www.baztab.com/news/36440.php
آنهایی که بر عقل دانایی و خرد قفل می زنند
http://www.baztab.com/news/35994.php
درباره
ژانویه 13, 2006 on 10:56 am | In عمومی | No Commentsاین یک نمونه صفحه است. شما می توانید این صفحه را ویرایش و اصلاح کنید و در مورد خودتان یا وبلاگتان نوشته و خود را به بازدیدکنندگان وبلاگتان معرفی کنید. شما می توانید صفحه های متعددی ایجاد کنید.
ByHOQOOQDAN hosted by JAHAN AYANDEH powered by WordPress and Bloxpress2 with Pool theme design by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
Valid XHTML and CSS. ^Top^
Scroll up ♦ ورود
